الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
18
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
مىكردند كه مذاهب بهطور كلى در خدمت نظامهاى سرمايهدارى و مخالف با طبقه كارگر و كشاورز است مناديان دين آنان را به صبر و بردبارى وامىدارند تا برضد سرمايهدارها قيام نكنند ، و با وعده بهشت موهوم آنان را سرگرم مىسازند . البته شكى نيست در اينكه آئين كنونى مسيحيت و ديگر مذاهب رسمى و علماى آنها در خدمت استكبار جهانى هستند ولى آنها اسلام را نيز مانند مسيحيت تحريف شده مىپنداشتند درهرحال در آن مقطع زمانى تنها مكتبى كه با شعارهاى حاد اقتصادى و ايدئولوژى بهاصطلاح انقلابى توانسته بود قلوب برخى از مبارزان ، دانشجويان و ملىگرايان را به خود جلب كند ، مكتب ماركسيسم بود آنان با ادبيات انقلابى و شعارهاى اقتصادى خود را حامى طبقه كارگر ( پرولتر ) و با طبقه سرمايهدارى اعلام جنگ مىكردند . آنان با اين نوع شعارهاى جاذبهدار سعى مىكردند ايدوئولوژى ماركسيسم را در ميان تودههاى محروم و برخى از روشنفكران و جوانان ناآگاه ترويج نمايند . جمعى از آنها نيز از شعارهاى فيدل كاسترو و مائو و استالين و ماركس و انگلس براى پيشبرد اهدافشان بهره مىگرفتند ، و به مبارزات عملى مىپرداختند و گروهى از آنان در زندان شاهنشاهى بهعنوان مبارز بسر مىبردند . متأسفانه در آن زمان عدهاى از علماى اسلام ساكت نشسته و نظارهگر اين طوفان بودند و بعضى از آنان اين عقيده را ترويج مىكردند كه هر پرچمى كه پيش از ظهور امام زمان عليه ظلم و بيداد به اهتزاز درآيد محكوم به شكست است و هر نهضتى پيش از ظهور حضرت مهدى آغاز گرددبه پيروزى نمىرسد . حتى بالاتر از آن برخى گمان مىداشتند كه بايد امر به معروف و نهى از منكر را رها كنيم تا فساد همهجا را فراگيرد و زمينه ظهور آقا فراهم شود . اكثريت اهل سنت ايران نيز گويا شاه را « اولى الامر » پنداشته و مخالفت با او را حرام مىدانستند . علامه طباطبايى در برابر امواج شبهات ماترياليسم و ترويج بيش از حد مرام كمونيسم و تبليغات ضد خدا و دين حزب تودهء ايران اصول فلسفه را نوشتند و نامش را رئاليسم گذاشتند دربرابر فلسفه ايدئاليسم كه سرگرم پندارها و تصورات واهى مىباشند